تبليغاتX
آدم برفی

آدم برفی

تو لدی دوباره

آداب روزمره لازمه مدیریت حرفه ای زندگی

  سه کلمه جادویی : این سه کلمه جادویی را در روز چندين بار به کار گیرید :  

"لطفاً"   .  "متشکرم" و   "ببخشید"

 

  دو کلمه شوم : در زندگی خانوادگی ، شوم ترین کلمات این دو هستند :

 "مال من"  و  "مال تو"

 

  قسم : هر چه بیشتر قسم بخوریم تا حرفمان را ثابت کنیم ، باور دیگران را نسبت به خود کاهش داده ایم

 

  در خانه : وقتی به خاطر رفتار متین تان در خارج از خانه مورد احترام قرار می گیرید ، این رفتار را در خانه هم حفظ کنید

 

   معامله نسیه : اگر مغازه یا فروشگاهی به شما اعتبار داده تا نسیه معامله کنید ، به این فکر کنید که ممکن است گذران آخر برج برای او هم ، همان اندازه سخت باشد که برای شما دشوار است

 

  اختلاف خانوادگی : پیش از ازدواج چشم ها را خوب باز کنید و پس از آن ، کمی روی هم بگذارید

 

  انگشت اشاره : انگشت اشاره در حقیقت برای این آفریده نشده که با آن افراد را نشان دهید . گرچه نامش اشاره باشد

 

  برای جلب توجه گفته اند: انسان برای آن که حرف زدن بیاموزد ، به دو سال وقت نیاز دارد ولی برای آموختن سکوت ، پنجاه سال مهلت لازم است

 

  برای آن که در محلی توجه همراهانتان را جلب کنید ، صدای تان را بلند نکنید . اگر حرف های شما جالب باشد ، دیگران خود به گفته های شما توجه پیدا می کنند

 

  نگاه گویا : وقتی با شما حرف می زنند و یا شما با دیگری صحبت می کنید ، اگر نباید به چشمانش نگاه کنید ، دست کم به دهانش چشم بدوز

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم آبان 1389ساعت 20:23  توسط مرتضی  | 

عاشقانه


براي ديدن ادامه عكسها و دانلود روي اين عكس كليك كنيد
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم آبان 1389ساعت 20:40  توسط مرتضی 

بیست روش برای زندگی بهتر :  برای زندگی بهتر 

1- روزانه سه نفر را مورد تحسین قرار دهید

۲- طلوع خورشید را تماشا کنید.

۳- در سلام کردن پیشقدم باشید.

۴- توقعات خود را کاهش دهید.

۵- با همه طوری رفتار کنید که دوست دارید با شما رفتار کنند.

۶- هیچ گاه از کسی ناامید نشوید زیرا معجزه غیرممکن نیست.

۷- به دیگران حسادت نکنید.

۸- برای کسب دانش و شهامت دعا کنید نه برای به دست آوردن مادیات.

۹- سرسخت باشید ولی مهربان

10- اسم اشخاص را فراموش نکنید.

۱۱- دلرحم تر از آنچه نشان می دهید باشید.

۱۲- فراموش نکنید که بزرگ ترین نیاز عاطفی انسان قدرشناسی از اوست.

۱۳- به قول خود عمل کنید.

۱۴- حتی هنگام ناراحتی، سعی کنید خشم خود را کنترل کنید.

15- فراموش نکنید که موفقیت یک شبه به دست نمی آید.

۱۶- فراموش نکنید برنده ها کاری می کنند که بازنده ها نمی کنند.

۱۷- سعی کنید اولین چیزی که سر کار خود می گویید باعث شادی دیگران شود.

18- شادی دیگران را خراب نکنید.

19- فرصت علاقه نشان دادن به نزدیکانتان را از دست ندهید.

۲۰- بعضی مطالب را پیش خود نگه دارید تا احساسات کسانی که دوستشان دارید جریحه دار نشود . 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم آبان 1389ساعت 10:58  توسط مرتضی  | 

یاد مرگ

یاد مرگ باعث میشود مغرور نباشیم چراکه میدانیم آخر کارمان جنازه ای بدبوست(حدیثی از حضرت علی)

یاد مرگ باعث میشود که به فساد و ظلم نیفتیم زیرا میدانیم که روزی فرصت تمام میشود باید بابت اعمالمان پاسخ بگوییم.

یاد مرگ باعث میشود به دنبال هوای نفس نیفتیم زیرا میدانیم تمام شیرینیهای دنیا را اینجا خواهیم گذاشتم و خود خواهیم رفت.

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم تیر 1388ساعت 19:23  توسط مرتضی 

زندگی دو چیز به من آموخت

زندگی دو چیز به من آموخت  : آرزوی مرگ و مرگ آرزوها

به جای دسته گلی که فردا در قبرم نثار می کنی امروز با شاخه گلی کوچک یادم کن


به جای سیل اشکی که فردا بر قبرم می ریزی امروز با تبسمی شادم کن


به جای متن های تسلیت که فردا برایم می نویسی امروز با پیام کوچکی شادم کن

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم تیر 1388ساعت 19:18  توسط مرتضی  | 

اگه خودکشی گناه نبود تورو می کشتم

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم تیر 1388ساعت 20:21  توسط مرتضی 

خسته ام

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم تیر 1388ساعت 20:20  توسط مرتضی 

برای دیدن عکس ها به ادامه مطلب مراجعه کنید
+ نوشته شده در  دوشنبه یکم تیر 1388ساعت 20:14  توسط مرتضی 

روز مادر

ميلاد حضرت

                 فاطمه زهرا (س)

                                             و روز مادر مبارک

 

 

 

 

مادر، اي لطيف ترين گل بوستان هستي، اي باغبان هستي من، گاهِ روييدنم باران مهرباني بودي که به آرامي سيرابم کند. گاهِ پروريدنم آغوشي گرم که بالنده ام سازد. گاهِ بيماري ام، طبيبي بودي که دردم را مي شناسد و درمانم مي کند. گاهِ اندرزم، حکيمي آگاه که به نرمي زنهارم دهد. گاهِ تعليمم، معلمي خستگي ناپذير و سخت کوش که حرف به حرف دانايي را در گوشم زمزمه مي کند.
گاهِ ترديدم، رهنمايي راه آشنا که راه از بيراهه نشانم دهد. مادر تو شگفتي خلقتي، تو لبريز از عظمتي؛ تو را سپاس مي گويم و مي ستايمت.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم خرداد 1388ساعت 15:0  توسط مرتضی  | 

؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

             ایام سوگواری

فاطمیه

               را بر تمامی شیعیان تسلیت باد

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم اردیبهشت 1388ساعت 14:3  توسط مرتضی 

برای تو؟

برای تو مینویسم

 

برای تویی که برایم عزیزترینی

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم فروردین 1388ساعت 1:49  توسط مرتضی 

عشق به شکل پرواز پرنده است.

عشق به شکل پرواز پرنده است
عشق خواب يه آهوي رمنده است
من زائري تشنه زير باران
عشق چشمه آبي اما کشنده است

من ميميرم از اين آب مسموم
اما اون که مرده از عشق تا قيامت هر لحظه زنده است

من ميميرم از اين آب مسموم
مرگ عاشق عين بودن اوج پرواز يه پرنده است

تو که معناي عشقي به من معنا بده اي يار
دروغ اين صدا را به گور قصه ها بسپار
صدا کن اسممو از عمق شب از نقب ديوار

براي زنده بودن دليل آخرينم باش
من آن من بذر فرياد خاک خوب سرزمينم باش
طلوع صادق عصيان من بيداريم باش

عشق گذشتن از مرز وجوده
مرگ آغازه راه قصه بوده
من راهي شدم نگو که زوده
اون کسي که سر سپرده مثل ما عاشق نبوده
من راهي شدم نگو که زوده
اما اون که عاشقونه جوون سپرده هرگز نمرده

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم فروردین 1388ساعت 16:41  توسط مرتضی  | 

روی تخته سنگی نوشته شده بود:اگر جوانی عاشق شد چه کند؟من هم زیر آن نوشتم:باید صبر کند.برای بار دوم که از آنجا رد شدم زیر نوشته من کسی نوشته بود:اگر صبر نداشته باشد چه کند؟من هم با بی حوصلگی نوشتم:بمیره بهتره.برای بار سوم از آنجا عبور کردم انتظار داشتم زیر نوشته من نوشته ای باشد اما زیر تخته سنگ جوانی را مرده دیدم............

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم فروردین 1388ساعت 0:23  توسط مرتضی  | 

هميشه اجازه بده اول رئيست صحبت كنه!

يه روز مسوول فروش ، منشی دفتر ، و مدير شرکت برای ناهار به سمت سلف قدم می زدند…
يهو يه چراغ جادو روی زمين پيدا می کنن و روی اون رو مالش ميدن و جن چراغ ظاهر ميشه…
جن ميگه: من برای هر کدوم از شما يک آرزو برآورده می کنم…
منشی می پره جلو و ميگه: اول من ، اول من!
من می خوام که توی باهاماس باشم ، سوار يه قايق بادبانی شيک باشم و هيچ نگرانی و غمی از دنيا نداشته باشم !
پوووف! منشی ناپديد ميشه ...
 بعد مسوول فروش می پره جلو و ميگه: حالا من ، حالا من !
من می خوام توی هاوايی کنار ساحل لم بدم ، يه ماساژور شخصی و يه منبع بی انتهای نوشیدنی ! داشته باشم و تمام عمرم حال کنم ...
پوووف! مسوول فروش هم ناپديد ميشه…
بعد جن به مدير ميگه: حالا نوبت توئه…
مدير ميگه: من می خوام که اون دو تا هر دوشون بعد از ناهار توی شرکت باشن !!!
نتيجه : هميشه اجازه بده که اول رئيست صحبت کنه !

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم فروردین 1388ساعت 19:57  توسط مرتضی  | 

دلتنگي

زندگي در گرو خاطره‌هاست،         خاطره در گرو فاصله‌هاست،

 فاصله تلخ‌ترين خاطره‌هاست.

 ---------------------------------------------------------------------

در چنين قرني كه دانش حاكم است،

                      عشق را از صحنه دور انداختن،

                                                             ديوانگي است.

                                                            درماندگي است.

                                                           شرمندگي است.

فكرها را شستشويي لازم است،

        گم شديم گر در ميان خويشتن، جستجويي لازم است،

                                                                  نازنين ها ،

                                 از سياهي تا سپيدي را سفر بايد كرد.

 

                                           

بدترين شكل دلتنگي براي كسي

        آن است كه در كنار او باشي و بداني كه هرگز به او نخواهي رسيد.

 

 

زندگي افسانه‌ي افسانه‌هاست،

                                          هر كه دل بست به‌ آن

                                                                       ديوانه‌ي ديوانه‌هاست.

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم فروردین 1388ساعت 15:47  توسط مرتضی  | 

من وتو درکنار هم خواهیم ماند......

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم بهمن 1387ساعت 14:0  توسط مرتضی  | 

سلام دوستان

سلام بر دوستان گلم برای هر مزاحمتی که برای تک تک شما ایجاد کرده ام یه عذر خواهی اندازی دنیا بدهکارم منو ببخشید که ازارتون دادم و از تمام دوستانی که تو این مدت منو تنها نزاشتن سپاسگذارم قصد آپ کردن نداشتم چون حوصله نوشتن ندارم ولی انگار یه جورایی مجبورم اگه این پست رو کامل خوندی برو نظر بده
راستی قرار نیست که خبرتون کنم تا بیاین این آلاچیق مال خودتونه

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم بهمن 1387ساعت 12:59  توسط مرتضی  | 

تبسم

چه قدر نگاهت معصومانه میشد در خیالم

 

 وقتی چیزی راطلب می کردی!!

 

راستی ای همه دنیای من...

 

بگو به من چه برایت کم گذاشتم که این گونه مرا ترک کردی؟؟

 

به من بگو چرا مرا در جاده ی بی همسفر زمان تنها گذاشتی؟؟

 

وهیچ فکر نکردی که شاید دلم برایت تنگ شود...

 

برای شیطنت هایت...برای ان دل پاک و پر دردت...

 

برای خند ه هایت...

 

به من بگو...چند فرسنگ با تو فاصله دارم...

 

چه قدر تا ان دلخوشی های ساده راهست؟؟

 

چه شد که فریب خورشید را خوردی و مهتاب را فراموش کردی...

 

چه شد که فراموش کردی که رنگین کمان در اسمان چشم به راهت است!!

 

ای کاش در دفتر زمان خاطره نمی شدی!!        

 

 

 م .س.

۱.تواین نوشته هام مخاطبم کسی نیست!!

 

۲.دیروز خود راتماما به اینه سپردم...

 

وامروز در اغاز راهم!!

 

راه درازیست اما روزی میرسم...

 

من به کفش هایم و چراغ جاده ایمان دارم

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم بهمن 1387ساعت 12:57  توسط مرتضی  | 

خونه آرزو

خونه ی آرزوها

جملاتی مثل : ببین چقدر دوست دارم                                                   

یا کلام صمیمانه ی : من در کنار تو هستم !

اینهاست که به زندگی ارزش جنگیدن می دهد !

زندگی حرکت است وصعود . تسلیم است و ایثار .

تنها چیزی است که به آن نیاز داری

خونه ی آرزوهاتو می سازه

رویاهاتو به حقیقت منتهی می کنه ! آن گاه نو خواهی شد ، که کهنه را سراسر رها کنی ،

نباید در همانی که بوده ای ، بمانی .

همیشه راه دیگری به سوی آگاهی پیش روی توست . بروی ، ببال و دگرگون شو .

مهم نیست مثل دوستت خوش قیافه نیستی  ، اصلاً اهمیتی نداری که اون ماشین داره تو نداری

عوضش تو یه چیز دیگه ای داری !

تو داری درست زندگی می کنی ، خودتو باور داری ، برا خودت یه خونه ی آرزو داری !

یه خدایی داری که تو خونت تنهات نمی ذاره ، در و دیوار خونه ی صورتیت با محبت صیقل داده شده .

هر روز یه فرصته جدیده ؟ الانم دیر نیست غم و غصه ها رو بریز دور ، اصلاً همه رو دفن کن .

از نو شروع کن

فکر کن تازه متولد شدی ...)

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم بهمن 1387ساعت 19:36  توسط مرتضی  | 

اگه؟...

اگه میگم دوست دارم خیال نکن یه عادته

دوست داشتن تو نازنین برام مثه عبادته

اگه میگم دوست دارم تو تک تک ثانیه هام

میخوام بدونی جونمی جز تو کسی رو نمیخوام

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم بهمن 1387ساعت 19:28  توسط مرتضی